ساحل بیرنگ صبح

خرید بک لینک

رها کن این غم و اندوه را و حاشا کن
رها شو از خود و دل را ز غم مبرا کن

رها کن این غم و اندوه و تلخخلقی را
نشاط را به دل قاب رنگ پیدا کن

نفس گرفته در این شهر مردهی بیروح
حیات منفعلش را دوباره احیا کن

شکسته قامتمان ای نگار سیمین ساق
دوباره چشم خرد را به عشق بینا کن

زنی که شعر نداند چگونه میرقصد
بیا و هلهله با شعر و رقص بر پا کن

کنار ساحل بیرنگ صبح در پاییز
طلوع حضرت خورشید را تماشا کن

حریص وسوسهی عاشقانهای هستم
بههم بریز مرا ، موی خویش را وا کن !

#محمد_مهدی_ناصری

نوشته شده توسط مهدی ناصری در ساعت  | لینک  | 

مریمانه ها...

ما را در سایت مریمانه ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 42 تاريخ: جمعه 17 فروردين 1403 ساعت: 14:39

صفحه بندی